زین خلق پر شکایت گریان شدم ملول
آن های و هوی نعرۀ مستانم آرزوست
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
گفتم که یافت می نشودجسته ایم ما
گفت آنکه یافت می نشود آنم آرزوست
+ نوشته شده در بیست و نهم آبان ۱۳۸۸ ساعت 23:53 توسط حیدربابا
|