| درد دل... |
|
خدای مهربانم خدای این جهان وآن جهانم مرا ۲چشم دیوانه کرده ۲چشم زیبا . مهربان آنقدر که در حسرت آن دو چشم اشک ریختم دو چشم عاشق خودم سفید گشته آری...نابینا شده ام دگر کسی را نمیبینم ولی نگرانم نباش چون به لطفت ۲چشمان مهربانش را میبینم آری بدان که مراا در حسرت آن دو چشم نگذاشته ای او میگفت خدا به من هدیه ای داده است هدیه ی تو به اوآن دو چشم است ٬چشمی که تنها ۱بار به من نگریست میدانم حجب و حیای او این فرصت را به او نمیداد ولی میدانم آن ها را به من دادی خدایا از تو ممنونم که آن ۲ چشم را به من هدیه کردی....... هدیه ای به اندازه دنیایم.همه ی همه ی دنیایم درست است که چشمانم را از من گرفتی ولی باز تورا شکر میگویم چون دیگر چشم دنیایی ندارم تا بدی ها را ببینم ٬ چشم خدایی دارم که فقط عشق را میبیند عشق ابدی من... خدا ممنونم که مجنونم مجنون ۲ چشم زیبا ومهربان کمکم کن... تا همین گونه کور دنیا و بینای ابدی عشقش باشم
|
+ نوشته شده در نوزدهم اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت 21:55 توسط حیدربابا
|