نام تو آخرین ترانه ی قلبم
باز امشب بی صدا بدون تو گریستم و خدا را قسم دادم به آخرین اشک جوهر
قسم دادم به شب هایی که نام تورا خواندم
به صبح هایی که برای تو دل تنگ کردم
به اشک هایی که قلب شکسته ام را پاک می کرد
به یاد روزهایی که کاغذ بی غم را با غم قلم آشنا ساختم
گرچه او بی وفاست ولی همیشه من یادش را زنده نگاه می دارم.
گرچه نامم را هرگز نیاموخت ولی من نامش را بر قلبم حک کردم
گرچه او دست مرا نگرفت ولی من نگاهش را هم می پرستم.
+ نوشته شده در بیست و ششم اسفند ۱۳۸۷ ساعت 21:53 توسط حیدربابا
|