کاش تو را هرگز نمی دیدم
کاش می دانستم تو می خواهی همیشه برایم همان بیگانه و بی وفا باشی
آشنا تر از همه با من تویی و نام مقدست همواره در قلبم.کاش می دانستی چقدر دوستت دارم
کاش می دانستی بی تو ثاتیه ها برایم سراب است
کاش می دانستی بهار را بی تو نمی خواهم
کاش می دانستی هنوز قلب شکسته ی من تو را می خواند
کاش با من بی وفا نمی شدی
کاش .............
کاش می دانستی با آنکه قلبم را شکستی و دلم را ربودی
باز به انتظارت هر شب می گریم تا شاید روزی مرا به یاد آوری
گرچه تو دست بیگانه را همسفر خویش ساختی.........
+ نوشته شده در بیست و ششم اسفند ۱۳۸۷ ساعت 21:52 توسط حیدربابا
|